𝑴𝒚 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈

نمونه هایی از آثار خاک خورده!

#𝟑

هیچ‌کس چشم به راه منِ دیوانه نبود
هرچه بر دَر زدم انگار کسی خانه نبود


راندی از خویشم و من مردن خود را دیدم
کاش تشییعِ من این‌قدر غریبانه نبود


سر به میخانه‌ی یادت زدم اما دیگر
جای لب های تو روی لبِ پیمانه نبود


در دلم بودی و شرمنده ز مهمان بودم
که سزاوارِ تو این خانه‌ی ویرانه نبود


پیش چشم همه ای عشق! جوانم کن باز
تا ببینند که اعجازِ تو افسانه نبود